تهیه شده توسط علی یاری
1390/01/22
در مفهوم دین، زیباترین جملات این است که، دین یک سری از اعتقادات نسبت به وجود مبدأ کائنات به عنوان آفریدگار و پدیدآورندهی عالم، آگاه، قادر، غنی، عادل مطلق و جامع همه صفات جلالی و کمالات الوهی و ویژگیهای بارز و خصوصیات ثبوتی است، او همه چیز را میداند و بر هر چیزی تواناست، ذاتی است شنوا و بینا و همیشه زنده و مختار و با اراده بوده و دارای کلام و گفتگو با فرشتگان و پیامبران
واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا (آل عمران 103) یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا...
یا ایهاالناس ان ربکم واحد و ان اباکم واحد کلکم من آدم و آدم من تراب، لیس لعربی علی عجمی و لیس لعجمی علی عربی و لا لاحمر علی ابیض و لا لابیض علی احمر فضل الا بالتقوی (حدیث شریف نبوی(
در مفهوم دین، زیباترین جملات این است که، دین یک سری از اعتقادات نسبت به وجود مبدأ کائنات به عنوان آفریدگار و پدیدآورندهی عالم، آگاه، قادر، غنی، عادل مطلق و جامع همه صفات جلالی و کمالات الوهی و ویژگیهای بارز و خصوصیات ثبوتی است، او همه چیز را میداند و بر هر چیزی تواناست، ذاتی است شنوا و بینا و همیشه زنده و مختار و با اراده بوده و دارای کلام و گفتگو با فرشتگان و پیامبران میباشد و جهان ماهیت از اویی و به سوی اویی داشته زیرا مبدا همان معاد بوده و راهنمایان حرکت، عقل و وجدان سالم انسانی و پیامبران الهی هستند که خداوند با لطف خود در میان مردم اینان را مبعوث فرموده و پس از آنان، علما و جانشینان ادامه دهنده راه آنان میباشند.
ولی جالب است که مفهوم بارز این لغت و مصداق کامل واژه دین، همان دین اسلام است که قرآن صراحتا آن را چنین بیان میدارد: "ان الدین عندالله الاسلام" (آل عمران 19) البته منظور این نیست که ادیان گذشته با این نام خوانده شدهاند، اما هدف این است که تمام انبیاء بر مبنای اسلام و تسلیم شدن در مقابل حق همه مردم را به خداشناسی و احکام اعتقادی و عملی و اخلاقی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی سالم، ایده آل، معتدل، میانه رو و بدون افراط و تفریط دعوت کردهاند چنان که خود ابراهیم خلیل الله «ع» مسلمانان را با این دین خوانده و معرفی کرده است : "هو سماکم المسلمین من قبل و فی هذا" (حج 78) پس مسلمین در واقع از ابتدای بعثت انبیاء به عنوان جوامعی کامل و معتدل، دین اسلام را تحت عنوان آئین سعادت بخش در دو قلمرو مادی و معنوی پذیرفته و آن را به عنوان جامع ترین، پویاترین و بانشاط ترین مکتب قبول نموده اند و ریشه امت اسلامی، ریشهای قدیمی، اصیل و مستحکم میباشد.
* عوامل اساسی گرایش به دین اسلام:
این عوامل در دو شاخهی مهم خلاصه می شوند:
1. انگیزههای گریز از عوامل اختلال و بی نظمی در زندگی ایدهآل و مورد نظر مردم از قبیل فساد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، ستم و ظلم حاکمان زر و زور، ناهنجاری های حاکم بر جامعه در بعد اخلاقی، تبعیض نژادی، حق کشی و مظلوم کشی، نظام بهره برداری، خرافه پرستی و موهوم پرستی در بعد عقیدتی، دوری از معنویات و فاصله گرفتن از شرایع آسمانی و مکاتب انبیاء، کینه توزیهای خونبار مرسوم در جهان، چه در میان اقوام شبه جزیره عربستان و چه در سایر سرزمین ها از قبیل ایران، روم، شام و غیره و جنگهای طولانی ناشی از این جریانات، همه و همه باعث جذب مردم به سوی اسلام شد و حقانیت و آرامش و عدالت این دین جدید، مکتب تازه و فرهنگ نورا در برابر عقول و دیدگان آنان متجلی و منسجم ساخت. زیرا واقعا تعداد جنگها و ادامهی ناهنجاریها و خواب و غفلتها از معنویات، کرامت و عزت انسانی، هیچ فرصتی را برای شکوفایی و رشد و اعتلای فرهنگی، حقوقی، دینی، اقتصادی و اخلاقی در جامعه باقی نمیگذاشت و طبیعی است که وجود مفاسدی مثل اسیر گرفتن زنان طائفه مقابل، زنده به گور کردن دختران، غارت ها و غارتگری های اموال مردم، برده گیری ها و خرافه پرستی ها همه از انواع بی نظمی و اختلال در زندگی مطلوب و ایدهآل انسان ها محسوب شده و به شمار میآمدند و این بود که بلافاصله پس از اعلام دعوت دین و اعلان تعالیم رهایی بخش قرآن و سنت، فورا مردم استقبال کرده و آن را با جان و دل پذیرفتند زیرا تشنه حقایق گم شده و متنفر وبیزار از اوضاع موجود و خسته و کوفته از مسائل تکرار شده و پر از ظلم و اجحاف وبی عدالتی بودند و در اولین فرصت ممکن، طعم حیات و معنویات را چشیدند و از خصومت و جنگ و بی عفتی دست کشیدند و گوش به فرمان اعتصام به ریسمان خداوندی داده و آن را در لابلای زندگی خود اجرا کردند.
2. انگیزههای محرک در خود مکتب اسلام که حقوق سه گانه حیات، کرامت و آزادی معقول و منطقی را به صورت جدی مطرح و تامین کرد به اضافه تشویق قرآن و سنت پیشوایان ما در زمینه تحصیل علم و دانش و اکتساب صنعت که در زمان خود پیامبر اکرم، عصر سعادت، و مخصوصا در دوران نهضت ترجمه در قرون دوم و سوم هجری به صورت جدی، پیگیری مستمر داشت و عامل رشد و پرورش افراد و شخصیتهای بزرگ علمی، فلسفی، دینی و ارتقای دانش بشری و شکل گرفتن علوم انسانی، پایه، تجربه و نجومی و زمینی گردید و مسلمین با همین تشویق ها و سفارشها توانستند، تمام دانش های بشری را حتی پخته تر، کاملتر و جامع تر از یونانیها و اروپائیان به منصه ظهور رسانده و شاخههای آن را تا پانصد شاخه بالا ببرند و از جهت دیگر چون عقاید اسلامی مطابق با فطرت، ساده، منطقی و خردپسندانه بود خیلی زیاد در قلوب و صدور انسانها جای گرفت و احکام و تکالیف آن بر اساس حیات معقول که مطابق با اصل وحدت و برابری بود بدون تاثیر نژاد، ملیت، رنگ، محیط، زبان، قومیت و عوارض انسانی، امکان پیشرفت و پذیرش را برای همه جوامع در کلیه زمان ها و مکان ها فراهم کرد.
* ارکان اصلی دین اسلام:
بدون شک این دین که خود را کامل ترین، جامع ترین و تمام ترین مکتب معرفی نمود، چنانچه در آیه 3 مائده آمده است از دو رکن اساسی تشکیل شده است:
1. رکن درونی که همان تعقل سالم و اندیشه کامل و وجدان ایده آل میباشد، زیرا هیچ کدام از احکام و عقاید آن با فطرت بشری منافات و تضادی ندارد و بلکه تمام تعالیم آن مکتب در جهت تقویت عقل و اندیشه و شکوفا شدن قلب و وجدان، می توانند نقش کلیدی داشته باشند و در کل آیات قرآنی بیش از 300 بار درباره عقل و تفقه و تدبیر و تحصیل شعور و هشیاری و تفکر و حکمت و علم و نظر در جهان و بکار بردن قلب آگاه و شنیدن و دیدن واقعیات، مطالبی بیان شده و تذکراتی ذکر گردیده است.
2. رکن بیرونی که عبارت است از پیامبران و علمای ربانی و جانشینان انبیا که در این زمینه نقش زنده، فعال، پویا و همیشه بیدار رسول اکرم «ص»، ستودنی و زبانزد خاص و عام است زیرا او خاتم انبیا، سید مرسلین و تکمیل کننده دین خدا و پایان دهنده به دین سالم، ایدهآل و مطلوب اسلام است که تمام سفیران الهی، مردم را به آن دعوت کردهاند و این جریان ممتد هم چنان ادامه یافت تا در عصر خاتمیت به صورت پویا و جامع به بشریت تحویل داده شده، علی هذا دین خدا از آدم تا خاتم یک برنامه اعتقادی واحد، مبتنی بر ایمان به خدا، نبوت، توحید، معاد، فرشتگان، قضا و قدر، کتابهای آسمانی و مقدسات بوده، هر چند از نظر احکام، فروع، تکالیف عبادی و احوال شخصی گاهی تفاوت هایی وجود داشته است و آیه "ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا و لکن کان حنیفا مسلما" (آل عمران 67) ، قدمت دین اسلام و مسلم بودن ابراهیم را اعلام کرده و صراحتا بصورت شفاف و رک بیان می کند که دین شیخ الانبیا دین اسلام و منادی این آیین پا برجا و مستحکم و قدیم می باشد و شاید اشاره حدیث نبوی که من پیامبر بودم و هنوز آدم در میان روح و جسد قرار داشت همین مطلب را تبیین می سازد.
* مبنای وحدت اسلامی:
منشا حقیقی وحدت اسلامی همانا دین اسلام است که ریشه خود را از فطرت سالم انسان ها گرفته و خداوند آن را در نهاد مردم به ودیعت گذاشته است "فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها" (روم 30) نهادینه کردن این فطرت در هر زمان جزء وظایف انبیا و خاصان درگاه حق بوده است، آنان تمام پتانسیل های بالقوه و انرژی های بالفعل خود را مبذول و مصروف کرده تا این فطرت به صورت فعلی رشد کرده و تحقق یابد و این فطرت و متن کامل آن پس از نوح و پیامبر پیشین بوسیله حضرت ابراهیم ابلاغ شده و یهود و مسیحیت نیز خود را وابسته به آن می دانند.
اجرای اصل فطرت که ملت اسلامی باید آنها را دارا باشد از پنج راه به اثبات می رسد:
الف : 1. قرآن مجید 2. معاد و ابدیت 3.نیاز بشر به پیامبران 4.عبادات و تکالیف 5. انجام کارهای با ارزش و مثبت. ب: این اصول را عقل سلیم و تفکر منطقی به صورت مشروح و مفصل در کتب اعتقادی، کلامی و فلسفی مورد تجزیه و تحلیل، تحقیق و آنالیز قرار گرفته اند.
در آیه 13 شورا خداوند متعال دین را همان احکام تشریعی و اعتقادی سفارش شده به نوح و ابراهیم و موسی و عیسی ومحمد یعنی پیامبران اولوالعزم معرفی می نماید و بر عدم پراکندگی و تفرق در آن تأکید می فرماید. پیامبر اکرم(ص) در اولین واکنش نسبت به یهود و نصاری در مدینه آنان را به سوی مشترکات دعوت کرد و در آیه ی64 آل عمران فرمود : بشتابید به سوی کلمه ی مشترک در میان ما و شما که توحید و عدم اتخاذ راهبان و احبار به عنوان ارباب من دون الله می باشد.
ما انواع اختلاف را به صورت معقول و منطقی و غیرمنطقی و غیرمعقول داریم که در واقع اختلاف معقول ناشی از اطلاعات مربوط به استعدادها و نبوغ و موضع گیری های طبیعی و قانونی است که اشخاص در رابطه با حقایق دارند مانند اختلاف نظر در دریافت واقعیات عالم هستی از دیدگاه علوم نظری و فلسفه ها و "فی اختلاف امتی رحمه" حاکی از این مطلب است و بر اساس همین اختلاف و نگرش است که اکثریت قریب به اتفاق دانشمندان و اندیشمندان اسلامی چه در فقه و اصول و فهم احادیث، و چه در فلسفه و کلام و ادبیات و غیره با کمال رضایت به بحث و کاوش و اظهار نظرهای گوناگون می پردازند و هیچ کدام دیگری را از اسلام خارج ندانسته و تلقی نمی کنند مثل کتاب تجرید العقائد خواجه نصیر الدین طوسی از علمای شیعه از نظر ملاعلی قوشچی از علمای سنی شرح می گردد و شرح او بر این کتاب از شاهکارهای شارح به حساب می آید و یا کتاب "المحجه البیضاء" تالیف ملامحسن فیض از مشاهیر علمای شیعه در شرح و تحقیق احیاء العلوم امام غزالی از معروف ترین و شاخص ترین علمای اهل سنت تالیف گردیده است.
ولی اختلاف نامعقول این است که از هوی و هوس و یا تعصبی خشک و بی روح و خودنمایی و شهرت طلبی، که مهمترین نمودهای غیرقانونی و انحرافی است، پیروی شده و با سعی کردن در تخریب، تکفیر و یا تفسیق دیگران، سخن، عقیده و افکار خود را بر دیگران تحمیل نموده و سخن و گفتار خود را بر کرسی قدرت و انانیت بنشانید و با طرح مساله آزادی قلم و اندیشه و بیان، آزادی و فکر و عقیده و ایدئولوژی، آزادی اراده و تالیف و تحقیق نه در راه عشق به حقیقت و شریعت و طریقت بلکه از طریق عشق به قدرت و شهرت، زمینه تحقیر دیگری و یا تضعیف افکار طرف مقابل را فراهم نمائید که این جریان در واقع موجب تفرقه، پراکندگی افکار و عقاید، خصومتها و تضادها و دوری از وحدت کلمه و مشترکات میگردد و بازی با آنها تلقی شده، از روشهای قدرت طلبی به حساب میآید، ولی به صورت طبیعی و بدیهی اختلاف سالم و رقابت سازنده مطلوبترین عامل پیشرفت معرفت، عمل، دین و انسجام است که بدون آن هیچ گونه حرکت تکاملی در حوزه معرفت و عمل امکان پذیر نخواهد بود.
اسلام هرگز سفارش نکرده که مغزهای متفکر مسلمین فعالیت یکنواخت داشته باشند، بلکه اصرار و تاکید اسلام بر این است که علیرغم اختلاف در نژادها، فرهنگ ها، قومیت ها، ملیتها، زبان ها و مناطق جغرافیایی و آب و هوایی، بحث و کاوش و اجتهاد باید دائمی، مستمر و پابرجا باشد. از اصول اشتراکی میان مذاهب و عقائد برحق دین و نقاط مشترک در دین اسلام پیروی گردد، بنابراین اختلافات در مسیر رقابت های سازنده بعنوان یک پدیده طبیعی که معلول پویایی معارف اسلامی است پذیرفته می شود نه اختلافاتی که مبدل به تضادها، تکفیرها، تفسیق ها و بی محبتی ها گردد که خود عامل رکود، سقوط و انحطاط و نابودی می باشد.
در قرآن، وحدت نوعی و انسانی در سوره های مومنون، انبیا و بقره آمده و در سوره اسراء، کرامت انسانی و برخورداری او از نیکویی ها و برتری ها بیان شده است و در سوره حجرات خطاب به تمام افراد بشر، تعارف و شناخت با هم سفارش شده و در سوره آل عمران اعتصام به ریسمان خدا برای مسلمین و دوری از تفرقه تاکید شده است و در سنت پیامبر، در اولین دعوت وی در تپه صفا عدم برتری نژادها و قومیت ها سفارش شده و بر مبنای توحید و تقوا تاکید گردیده است. در اسلام بر مبنای شعار اساسی توحید، مسلمین و مومنین، ناس و امت را به فراتر رفتن از مرزهای تنگ و محدود جهان طبیعت و ماده و نفی و شکستن همه بت ها و مظاهر شرک فرا می خواند و همه را از یک مرد و زن خوانده و از جدایی و تفرقه، شقاق و انشقاق، تنازع و درگیری، خصومت و دشمنی نهی می نماید تا به چیزهایی چون خودپرستی، خون و طائفه و خویشاوند و قوم و قبیله و نژاد و ملت و وطن و سرزمین فکر نکنند و آنان را هدف قرار ندهند بلکه وسیله ای برای رسیدن به هدف اتخاذ نمایند که همان توحید و اتحاد و تعارف و نوع دوستی و اسلام می باشد.
در قرآن به "امت واحده" تاکید شده و حتی در بعضی از آیات قرآن من جمله سوره انبیا و مومنون، وحدت را قبل از توحید بیان فرموده است: "ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون" (انبیا 92) "ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاتقون" (مومنون 52)
* علل و عوامل تفرقه از دیدگاه قرآن:
1. ولایت شیطان و پذیرفتن آنکه در آیه 119 نساء آن ولایت را موجب خسران ابدی و آشکار می داند.
2. ولایت طاغوت و استکبار که در سوره های انعام، شعرا، مومنون، سبأ و توبه آمده است.
3. ولایت اهل کتاب و کفار و ظالمین که در سوره ممتحنه، آل عمران، نساء بر عدم اتخاذ دوست و سرپرست از کفار و اهل کتاب تاکید شده است و دوستی آنان را موجب پراکندگی و عدم انسجام مسلمین می داند.
* عوامل وحدت در قرآن:
1. توحید و تعالیم دینی که تمسک به آنها موجب نبودن اختلاف در میان مردم خواهد شد و گفتیم که دستورات دین از آدم تا نوح و از نوح تا ابراهیم و از ابراهیم تا محمد «ص» همه در یک مسیر و با یک هدف و از یک مبنا و منشا بوده اند. طبیعی است که قرآن بر رسالت انبیا تا دوران تحریف مهر صحت گذاشته و اشتراک در توحید و نبوت و معاد را به همه پیروان ادیان سفارش و تذکر داده است تا به حل و فصل مسالمت آمیز اختلاف موجود پرداخته و وحدت و همبستگی دینی و ایمانی داشته باشند.
در سوره های آل عمران و بقره، آدم و نوح و ابراهیم و عمران را فرزندانی از نسل یکدیگر دانسته و با تعابیر "لا نفرق بین احدهم" و "لا نفرق بین احد من رسله و نحن له مسلمون" از انبیا الهی یاد کرده است و بر اشتراک و وحدت تعالیم آسمانی در ایمان به خدا، فرشتگان، کتب آسمانی، نبوت و رسالت انبیا تاکید ورزیده و حتی پیامبر اسلام را به پیروی از دین حنیف ابراهیمی فراخوانده است و در سوره نحل هم این مطلب بیان شده است.
2. ولایت خدا، رسول و اولی الامر: هر چند در تفسیر اولی الامر اختلاف وجود دارد، چه در میان شیعیان و اهل سنت و چه در هر یک از آنها و این ولایت در سوره های انعام، یونس، ممتحنه، مائده، مجادله، آل عمران و شورا بیان گردیده است.
3. قسط و عدل، امر به معروف و نهی از منکر که در سوره های نساء و توبه و مائده آمده است.
4. اعتصام به حبل الله و یا صراط مستقیم که در سوره های آل عمران، مریم، زخرف، نساء و حج و همچنین الفاظی از قبیل اخوت، مودت، تالیف قلوب که در سوره های حجر، توبه، شورا، حجرات و انفال ذکر شده است.
* وحدت در سنت رسول خدا:
در کلام رسول خدا از ابتدای فرود آمدن او از غار حرا تا کنون الفاظ، عبارات و مفاهیمی استنباط، دیده و یا شنیده شده است و قرآن وی را به عنوان الگوی زیبا معرفی می کند.
رهبر وحدت ببین بر لب غار حرا / دور شو از کینه و جدال و چون و چرا
سنت یعنی قول و فعل و تقریر پیامبر از نظر اهل سنت و پیروی و اطاعت از حضرت به منزله پیروی و اطاعت از خداست و "من یطع الرسول فقد اطاع الله" – "قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله" و "ما ءاتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا" ، که این آیات تاکید بر اطاعت و محبت پیامبر در زمینه های قولی، فعلی و عملی دارند و از نظر اهل تشیع علاوه بر این موارد از رسول خدا که به عنوان سنت محسوب می گردد، موارد نقل شده مذکور از ائمه اطهار هم جزء سنت به حساب میآیند. پیامبر اکرم از عوامل تفرقه ساز بیزار بوده و همیشه به وحدت دعوت کرده است تا جامعه اسلامی از هم فاصله نگیرند.
برای نمونه فرمودند:"من فارق جماعه المسلمین فقد خلع و ربقه الاسلام من عنقه" و یا "من فارق الجماعه شبرا فمیتته جاهلیه" و "الجماعه خیر و التفرقه عذاب و یدالله مع الجماعه"و "مثل المومنین فی تواددهم و تراحمهم و تعاطفهم کمثل جسد واحد، اذا اشتکی عضو منه تداعی له سائر الجسد بالسهر للمومن و الحمی و المومن کالبنیان یشد بعضهم بعضا" و امثال این گفتارها که همه تاکید بر وحدت و انسجام و دوری از تفرقه و جدایی دارند. و فرمودند: مسلمانان همانند دانه های شانه یکسان و برابرند و این سفارش ها و تاکیدها عامل به رسمیت شناختن مذاهب و رعایت حقوق برادری نسبت به هم و حجت و سند قاطعی بر وحدت ملی و انسجام اسلامی گردید. در جایی دیگر فرمودند: "من شهد ان الله لا اله الا الله واستقبل قلبتنا و صلی صلاتنا و اکل ذبیحتنا فذلک المسلم، له ما للمسلم و علیه ما علی المسلم" و از ابن عمر نقل شده که حضرت رسول فرمودند: "امرت ان اقاتل الناس حتی یشهدوا ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله و یقیموا الصلاه و یؤتوا الزکوه فاذا فعلوا ذلک عصموا منی ماءهم و اموالهم الا بحق الاسلام و حسابهم علی الله" و همچنین فرمودند: هر فردی به برادر خود کافر گوید، یکی از آنان حتما کافر خواهد شد و هر کس مومنی را کافر خواند خود او کافر میشود و این دو حدیث در موطاء امام مالک ذکر شده اند.
از دیدگاه حضرت علی علیه السلام که در کتاب شرح حال سید جمال الدین اسدآبادی به قلم میرزا لطف الله خان نوشته شده آمده است که او بهترین منادی وحدت و انسجام بوده است و محیط طباطبایی در کتاب بیداری مشرق زمین و نقش سید جمال در آن می نویسد:
حضرت علی علیه السلام، حضرت عمر را از شرکت مستقیم در جبهه نبرد با روم شرقی منع کرد تا وحدت اسلامی بوسیله بقای خلیفه ثابت باشد.
حضرت علی علیه السلام در خطبه 206 اصحاب خود را از کارهای تفرقه انگیز مانند صب و لعن که نشانگر تعصبات جاهلانه و خودبرتربینی گروهی است به شدت نهی فرمود و این فضیلت بزرگ برای حیدر کرار است که اولین بنیانگذار تقریب بین مذاهب و منادی انسجام اسلامی است.
در خطبه 134 نهج البلاغه زمانی که مشاور با فراست و باتقوایی برای حضرت عمر می شود می فرماید: تو باید فرد دیگری غیر از خود را به سوی دشمن روانه کنی تا به عنوان مرجعی به شما مراجعه گردد زیرا ممکن است مغلوب شوی و مسلمانان تو را از دست دهند و حضرت عمر همیشه می فرمود پناه می برم به خدا از مساله ای که علی علیه السلام در آن نباشد زیرا حیدر کرار، باب مدینه علم و تقوی و حلال مشکلات و مشاوری خردمند و فردی توانا با نظریه صائب بود که همه خلفای ثلاثه در دوران حکومت خود با او مشورت کرده و نظر او را صائب و مثبت می دانستند.
شیخ حر عاملی در کتاب وسائل الشیعه از امام علی علیه السلام نقل می کند که پیامبر خدا با خلفا وصلت کرد و من هم پشت سر آنها نماز خواندم و مرحوم علامه سید شرف الدین، عالم بزرگ شیعه در کتاب اجوبه مسائل موسی جار الله در تفسیر عمل آن حضرت، آنرا از روی تقیه ندانسته و امام علی را منزه از انجام عبادت از روی تقیه می داند.
و بالاخره روزی پس از ایثار سیدالشهداء حضرت امام حسین علیه السلام و انقلاب حضرت مهدی علیه السلام بار دیگر عظمت دین اسلام و هدایت بر حق آن را احساس می نماید و از کفر و تاریکی و تبعیض و تفرقه دور می شود و اگر با دقت هر چه لازمتر و ریزبینانه تر بنگریم می بینیم که چون حضرت اسماعیل و عبدالله پدر پیامبر اکرم از قربانی شدن در راه خدا معاف شدند. اما بالاخره این جریان از خاندان پیامبر و عترت پاک او دور نشد و بالاخره سالار شهیدان به آن پاسخ مثبت داد تا روزی سردار جوانان اهل بهشت شده و در زیر شفاعت او مومنین آرامش بهشت و رحمت رضوان الهی را کسب نمایند و ندای "ان لن یستقم دین محمد الا بقتلی فیاسیوف خذینی" امام حسین الی الابد طنین انداز و در قیامت بر تمام عالم از آدم تا خاتم خوانده می شود و کرامت اهل بیت برای همگان ملموس خواهد شد.
والسلام
نظر بدید
|
خبر آرشیو شده:
اعلام رسمی خبر بازداشت 80 زن و مرد شیطان
پرست در یک محفل جهنمی در کرج ، بازتاب گسترده ای داشته و این معضل با
واکنش های فراوانی رو به رو شده است.
در شرایطی که شبیخون فرهنگی و
اعتقادی ، قلب جامعه (جوانان) را نشانه رفته و هجمه تبلیغات بیگانگان برای
نابودی اندیشه های پاک نسل جوان ایرانی از در و دیوار می بارد باید بیش از
پیش هوشیار بود.
در این وادی ، آن دسته از رسانه های خبری که همواره
دلسوزانه در خدمت جامعه بوده اند می توانند با تنویر افکار عمومی ، گامی
کلیدی برای مبارزه با دسیسه های شوم ؛ نظیر شیطان پرستی بردارند.
شیطان پرستی یکی از اعتقادات پوچ است که برخی به آن پیشینه هزاران ساله میدهند. دلیل آن را هم پرستش هر موجود دارای قدرت از سوی مردمان هزاران سال پیش و یا در نظر گرفتن دو خدای ضد هم یعنی خیر و شر میدانند.
«ستوان مجید ملک زاده» جمعی فرماندهی پلیس تهران بزرگ با جمع آوری اطلاعاتی مستند ، توضیح می دهد : شیطان پرستی دنیایی را ترسیم می کند که هیچ روزنه امیدی برای آن متصور نیست. به همین دلیل شیطان پرستی را جهان تاریک میگویند.
شیطان پرستی ، چیزی را جست و جو می کند که در این جهان یافت نمی شود.
وی
ادامه می دهد ، شیطان پرستان برای خودکشی توجیهی این گونه دارند: اگر
بپرسی چرا خودت را می کشی؟ پاسخ میدهد می خواهم به حقیقت برسم و حقیقت در
این دنیا به دست نمی آید.عمده ترین نشانه شیطان پرستی را در تجاوز و قتل به
ویژه درمورد کودکان و نوجوانان باید دید.
شیطـانپرستـی به چه معنـاست؟
شیطان پرستی به معنی پرستش شیطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار قوی تر و موثرتر از نیروهای خوب دنیوی همچون خداست.
در شیطان پرستی شیطان به عنوان نماد قدرت و
حاکمیت بر روی زمین، قدرتی به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و
پرستش قرار دارد و این دنیایی را که به عنوان دوزخ برشمرده میشود قانونمند
میکند.
در شیطان پرستی، غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت
تاریکی و قدرت مطلق از نیروها و اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای
رسیدن به اهداف خود استفاده میشود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش
قدرت پلیدی است.
به طور کلی دو تعریف برای گروههای شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد؛
تعریف
اول : هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری
از مفاهیم غیرطبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به
عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند که معمولا از آن به عنوان
الهه سیاه نیز یاد میکنند و منتسب به طبیعت حقیقی انسان مینامند.
تعریف
دوم : گروههایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی
که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریف معمولاً توسط
بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار میگیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری
از گروهها را شیطان پرست مینامند. ضرورت انتخاب این موضوع
روزگار
عجیبی است ؛ هر گوشه ، در هر خیابان یا بین دوستان را که نگاه میکنی
درباره این کلمه میشنوی مخصوصا بین کسانی که ادعای متالبازی و گوش دادن
به موسیقی متال به خصوص سبک بلکمتال را یدک میکشند.
چیزی که الان در جامعه مشاهده میشود باب شدن شیطان پرستی و انداختن پنتاگرام در گردن است.
*بلکمتال
Darkthrone ، مریلین مانسن ، نیرو انا ، آنتون لاوی، کلیسای شیطان ،
satanic bible ، آدم خواری ، skull-n-bone .... احتمالا دست کم یکی از این
کلمات را تاکنون شنیده و آدم های زیادی را هم دیدهاید که خودشان را
طرفدار این نامها و گروهها میدانند.
موسیقی های آنها را گوش میدهند ، گاه لباسهای عجیب و غریب میپوشند، نشانه های خاصی دارند و به قول خودشان تیریپ خفن می زنند!
از
اینها که بگذریم حتما زیاد هم شنیدهاید که در فلان کشور یک عده شیطان
پرست یک آدم را تیکه تیکه کردند یا خوردند یا فلان جنایت را انجام دادند.
لذا بر آن شدیم تا در مورد شیطانپرستی و شیطانپرستان تحقیقی اجمالی به
عمل آوریم.
* تاریخچـه شیطان پرستـی:
شاید
عده ای شیطان پرستی را آئینی مدرن و نهایتا مربوط به قرن های گذشته می
دانند اما واقعیت چیز دیگریست. شاید بتوان تاریخچه شیطان پرستی را به قرون
اولیه پیدایش آدمی نسبت داد.
البته شواهد به دست آمده این حرف را تصدیق
میکند که شیطان پرستی در نواحی امریکای لاتین، امریکای جنوبی و آفریقای
مرکزی به قرنها پیش از میلاد مسیح برمیگردد.
در اکتشافات امریکای جنوبی
یکی از قبایل این قاره که اعتقاد بسیاری به خوب و بد داشتند شیطان را می
پرستیدند و حتی انسان هایی را برای شیطان قربانی میکردند.
مکان های
انجام مراسم قربانی هنوز وجود دارد و اجساد مومیایی به دست آمده و نوع کشته
شدن ها نشانگر قربانی شدن این انسانها (که در آنها بیشتر زنان به چشم
میخورند) است.
در آفریقای مرکزی و در دشتها و کویرهای سوزان این قاره نیز در قبایلی که معروفترین آن قبیله اوکاچاست،
شیطان
به عنوان قدرت مطلق زمین و آسمان و پدید آورنده آن و خدای خشم و نفرت
پرستش میشد و حتی قربانی هایی نیز در مواقع خاص به آن اهداء میشد.
بیان این نکته ضروری است که زمان قربانی کردن انسانها در برابر شیطان لحظه های خاصی بوده است.
تاریخچه شیطان پرستی به سالهای بسیار دور
بر میگردد که بعدها این آیین و سنت به صورتهای دیگر نمود پیدا کرد که
چیزهایی از گذشته چه با تحریف و چه بدون تحریف دست به دست در حال عبور
همراه با زمان است.
البته شیطان پرستی به هنگام پیدایش زبان و خط و
زمان مادها ، سومریان، بابلیان و ... نیز ادامه داشت تا این که شکل نوین آن
به وجود آمد.
*مبدا شیطان پرستـی:
مبدا
شیطان پرستی قدیمی همانطور که گفته شد به قرون اولیه آدمی بر می گردد. در
زمانهای قدیم انسانها در برابر هر چیزی که قدرت مقابله با آن را نداشتند و
از درک آن عاجز بودند، تسلیم میشدند و سجده میکردند.
شیطان پرستی
قدیمی بر اساس سنتهـای خداپرستــی و شیطان پرستی واقع نشده است و نمیتواند
اینگونه باشد که آنها برای اینکه در مقابل قدرتی بزرگ سجده کنند.
مسلما این قدرت در شب از عظمت مخصوصی
برخوردار بوده است و به ستایش و پرستش موجودی فوق طبیعی و دهشتناک که قدرت
فوق العاده ای دارد میپرداختند که مبدا شیطان پرستی قدیمی را به وجود
آورد.
شیطان پرستی جدید را پاره ای از انگلیسیان که گفته میشود از
نجیب زادگان بودند به راه انداختند برای اینکه از قدرت شیطان و قدرت تاریکی
بهره ببرند و پس از آن مراسم شیطان پرستی نوین برگزار میشود.
تغییرات
بسیاری نسبت به شیطان پرستی قدیمی و قرون وسطایی وجود داشت؛ اما به هر حال
استفاده از قدرت شیطان همچنان باقی مانده است و این چیزیست که نمیتوان خط
بطلانی بر روی آن کشید.
*سیر تاریخی شیطان پرستی:
شیطان
پرستی قدیمی : شیطان پرستی قدیمی شیطان پرستی ای است که به قرون وسطا
برمیگردد،؛ با اینکه همانطور که در تاریخچه شیطان پرستی ذکر گردید شیطان
پرستی به قبل از میلاد مسیح برمیگردد اما اصولا شیطان پرستی قدیمی را
مربوط به قرون وسطا میدانند.
موضوعی که امروزه درباره شیطان پرستی
قدیمی وجود دارد و در برخی کتابها دیده میشود به این مطلب برمیگردد که
اصولا شیطان را کلیسا به وجود آورد تا تمام بدیها و پلیدیها را به آن نسبت
دهد تا به نوعی خدمتی به بشریت کرده باشد ! این، البته نظریه ای است که آن
چنان نمیتواند درست باشد و انسان را حداقل از لحاظ فکری ارضا کند زیرا پیش
از مسیحیت و در زمان های حضرت ابراهیم (ع) و حضرت موسی (ع) و حتی پیش تر
شیطان پرستی وجود داشته است.
باید اذعان داشت چیزی به عنوان شیطان
مسلما وجود دارد چون اگر نبود هیچ وقت آدم و حوا به زمین سقوط نمیکردند.
پس نظریه فوق را میتوان نسبت به مسیحیت و کلیسا مغرضانه خواند.
شیطان
پرستی قدیمی از لحاظ معنی و از لحاظ اعمال مسلما با شیطان پرستی کنونی
بسیار تفاوت دارد. شاید بتوان گفت چیزی که به عنوان شیطان پرستی امروزه در
جوامع گوناگون قرار دارد شیطان پرستی قدیمی یا قرون وسطایی است که این
شیطان پرستی به طور کلی محکوم شده است.
شیطان پرستی جدید با آن به مبارزه برخاسته
است اما خوب هنوز عده زیادی آن را قبول دارند و به آن احترام میگذارند و
قوانین آن را اجرا میکنند.
شیطان پرستی قدیمی استفاده از کمک شیطان در
کارهای زیان آور و کمک به برخی پادشاهان در جنگها بوده است و حتی همسر
پادشاه فرانسه برای نجات شوهر خود از مرگ مراسم شیطان پرستی قرون وسطایی را
انجام داد.
شیطان پرستی قدیمی اعتقاد دارد که شیطان وجود دارد و قدرت او عظیم ترین قدرت بر روی جهان است.
اصل
شهوترانی و ارضای جنسی اصل لاینفک این مراسم است. شیطان پرستی قدیمی مخالف
با مسیحیت و کلیسا است و دقیقا در مراسم خود اعمال ضد مسیحیت را انجام
میدهد.
آنها به مسیحیت و کلیسا اعتقادی ندارند و
آنها را عامل بدبختی مردم میدانند. آنها میگویند مسیح پیامبری بود که
باید زمین را آباد میکرد و مردم را به راه راست میبرد اما تنها کاری که
انجیل انجام داده دروغگویی و رواج بدی در جامعه است ! آنان قربانی کردن
انسان را امری ضروری برای آرامش و احترام به شیطان میدانند.
در این
میان دختر بچه ها بهترین قربانی برای شیطان هستند. ریختن خون در این مراسم
نشانه تقدس این مراسم است ( همانند نوشیدن شراب در عشای ربانی مسیحیت که به
عنوان نشانه تقدس و خون مسیح است.
شهوترانی در این مراسم از کارهایی
است که باید بدان پرداخته شود چون در شیطان پرستی قدیمی ارضای حس جنسی یکی
از مهم ترین عوامل است.البته با توجه به اینکه شیطان پرستان قدیمی بدترین
اعمال را برای مبارزه با خدا و مسیح انجام میدادند لذا امور جنسی نیز به
بدترین و فجیع ترین نوع انجام میگرفت.
آنان به جهنم اعتقادی نداشتند و
میگفتند جهنم همین دنیایی است که در آن زندگی میکنیم ؛ بر همین اساس
بدترین گناهان را در مراسم خود انجام میدادند. شیطان پرستان قدیمی شیطان
را موجودی با هویت خارجی میدانند.
*شیطان پرستی جدید:
شیطان
پرستی جدید در انگلستان به وجود آمد و البته زیاد نیز تعجب برانگیز نیست
زیرا انگلیس یکی از کشورهایی است که جادوگرانی بسیاری داشته است و البته
وجود اهالی باستانی آسیای میانی و خاورمیانه و همچنین اهالی یونان باستان
در انگلیس ثابت شده است.از اکتشافات در برخی محل های برگزاری مراسم شیطان
پرستی و جادوگری در انگلیس نظیر محل استون هنج آثاری از تمدن ایران و یونان
پیدا شده است.
همچنین در کتب شیطان پرستی و جادوگری ، کلمات عبری ، یونانی و فارسی وجود دارد البته نه به صورت کنونی.
شیطان
پرستی جدید بر خلاف شیطان پرستی قدیمی اعتقادی به وجود شیطان خارجی ندارد
بلکه شیطان پرستی جدید شیطان را در طبیعت و در وجود هر انسانی میداند و
این باطن هر کسی است که شیطان در آن وجود دارد و مراسم شیطان پرستی جدید
مراسمی است برای دعوت از شیطان باطنی و حس اهریمنی درونی است که با اعمال
جنسی آرام و ارضا میشود.
آنان جسم پرست هستند و اعتقاد دارند هر آنچه
وجود دارد مدیون آدم است.دیگر این که انسان باید کامل ترین لذت جسمانی و
جنسی را در این دنیا ببرد.گزارش ایسکانیوز می افزاید، آنان معتقدند بعد از
مرگ ، روح کسانی که لذت جسمانی لازم را نبرده اند به این دنیا برمیگردد و
لذت جنسی خود را کامل میکند.
*انواع شیطان پرستی از نظر ایدئولـوژی:
شیطان
پرستی جدید آیینی است دارای شباهت هایی به اومانیسم که انسان را برترین
موجود می داند و او را تنها در برابر خود مسئول می داند:
«آنتون لاوی»
می گوید : خدای باعظمت و با شکوهی وجود ندارد، و جهنمی که در آن گناهکاران
کباب می شوند هم نیست.اینجا و حالا روز شکنجه و سختی ماست ! حالا و اینجا
روز خوشی ماست ! اینجا و حالا فرصت ماست ! این روز، این ساعت را انتخاب کن
که زندگی رهایی بخشی نیست !"
شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و
شیطان را تنها نوعی کهن نماد ( archetype ) می داند و انسانها را تنها در
برابر خود مسئول میداند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه
درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک
اعتقاد فلسفی شناخته می شود .
شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی
طبیعت ، طبیعت شهوانی ، مرگ ، بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است. این
اعتقاد دارای شاخه های متعددی است اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی
دارای این اصول هستند:
Atheism (خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد)
Not dualistic (روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد)
Autodeists (خود پرستی ، خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست)
Materialistic ( اعتقاد به اصالت ماده)
وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی هست.
ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.
اعتقاد
به لذت اعلای دنیوی ، زیرا تمامی خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا
لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر شکلی
انجام آنها لازم و ضروری است./نقل از ایسکانیوز